پروژه و تحقیق دانشجویی

انجام پایان نامه ، پروپوزال، تحقیق، پروژه های دانشجویی و نگارش مقالات همایشی و پژوهشی

پروژه و تحقیق دانشجویی

انجام پایان نامه ، پروپوزال، تحقیق، پروژه های دانشجویی و نگارش مقالات همایشی و پژوهشی

پروژه و تحقیق دانشجویی

با سلام خدمت بازدید کنندگان عزیز
جمعی از فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد و دکتری در رشته های مختلف آمادگی انجام پروژه های دانشجویی شما عزیزان را در زمان و هزینه پیشنهادی شما داریم برای درخواست:
راه های ارتباطی ما در پیام رسان های تلگرام، واتس آپ و سروش با شماره
09030980702
ارتباط فقط به صورت پیام در پیام رسان ها
ای دی تلگرام:
@projenr
پیغام دهید

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۷ شهریور ۹۷، ۱۳:۱۸ - Siamak Bagheri
    ^_^
  • ۵ شهریور ۹۷، ۱۹:۳۸ - Siamak Bagheri
    ممنون
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

در گفتگو با دکتر عبدالحسین کلانتری بررسی شد:

نکاتی که باید یک دانشجوی جدیدالورود بداند/ مهارت های زندگی دانشجویی را انتقال نمی دهیم/ جای خالی دوره‌های آموزشی مخصوص اساتید

شاید حرف تندی باشد اما حتی اساتید ما نیز مهارت های استادی در دانشگاه را نمی آموزند و به همین جهت هر یک سلوک خاص خویش را دارند؛ بزرگواری به شدت با دانشجو دوست است و دیگری به شدت بوروکراتیک عمل می کند.

خبرنامه دانشجویان ایران: به پایان رساندن دوران مدرسه و ورود به دانشگاه، تغییرات بسیاری را برای فرد و اطرافیانش در پی دارد. این تغییرات در جمیع ابعاد علمی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و.. رخ خواهد داد که شاید در یک کلام بتوان آن را تغییر در «هویت»  فرد دانست. طبیعی است که در بدو ورود به دانشگاه، به علت عدم آشنایی کافی نسبت به محیط، فرد دچارسردرگمی ها و تعارضاتی شود که حل آنها تلاش مستمر وی و خود دانشگاه را می طلبد. اما گاهی استمرار تعارضات، بحران آفرین می گردد و مشکلاتی را برای دانشجو، دانشگاه، و حتی خانواده و دوستانش ایجاد می کند. در گفت و گوی پیش رو به سراغ دکتر عبدالحسین کلانتری، مدیر گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران رفته ایم و کوشیده ایم  مهارت هایی را پیرامون پذیرش «هویت دانشجویی» از وی  سوال کنیم. وی تعبیر جالبی از دانشجویی داشت و آن را «مناسک گذار» نامید.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ شرح این گفت و گو در ادامه می آید:

•    شما تقریبا در تمامی سطوح تحصیلی در دانشگاه تدریس می کنید، بر حسب تجربه بفرمایید یک دانشجوی ورودی غالبا با چه مشکلات و چالش هایی مواجه می شود؟ و برای پیش گیری از آنها چه توصیه ای دارید؟

باید لحاظ نمود که تفاوت های زیادی میان دانشجویان کارشناسی و تکمیلی وجود دارد که این تفاوت ها، مسائل متفاوتی را نیز برای هر کدام در پی دارد. به صورت کلی و بسیار مجمل، برای یک ورودی دانشگاه (چه مقطع کاردانی و چه کارشناسی) عموم مسائل و مشکلات ناشی از تغییرات هویت و تغییرات کنش گری وی است در حالی که در مقطع تکمیلی این مشکل دیگر مرتفع شده و دانشجو توانسته خوب یا بد، هویتی را برای خود تعریف کند. در اینجا دیگر با تغییر هویت به شکل ماهوی آن مواجه نیستیم، بلکه مشکلات جزئی تری مثل مشکلات بوروکراتیک، حجم زیاد تکالیف، تغییرات سبک مراودات با استاد و..  وجود دارد که فرد باید خود را با آنها هماهنگ کند!

زندگی دانشجویی

تغییر هویتی بسیار حادتر است

درباره تازه دانشجو شده ها، مسئله مبرم تر است. فرد از یک فضای کنشی به نام مدرسه، به یک فضای کنشی به نام دانشگاه وارد شده است. لذا این تغییر هویتی بسیار حادتر است. این تغییر هویت، هم بسته با عوامل زیادی است؛ مثل تغییر محیط کنش، تغییر کنش گران (مثلا دیگر مدیر مدرسه وجود ندارد و بین مدیر مدرسه و رئیس دانشگاه تفاوت های ماهوی وجود دارد) و بوروکراتیک تر شدن فضا و افقی شدن روابط، تغییر نوع نگاه دیگران (مثلا در مدرسه توقع می رود دانش آموز دروس را خوب حفظ کند و به خوبی تحویل دهد در حالی که در دانشگاه بیش از همه انتظار خلاقیت می رود)، تغییرات ناشی از نگاه هسته های قدرت به آنها (هسته های قدرت به معنای متکثر کلمه، از جریان های سیاسی تا افراد و گروه ها و ارکان نظام و..) جمیع این ها سبب می گردد هویت فرد تغییر یابد. چرا که هویت فرد تنها در گرو تعریف خود فرد از خودش نیست بلکه نوع نگاه اطرافیان فرد، مناسبات اجتماعی، نظام روابط در تعیین هویت فرد و دگرگونی های آن تاثیر گذار است. که ممکن است شرایط را برای دانشجو پربلماتیک و مسئله زا نماید. چرا که او در این مرحله باید خود را هماهنگ نماید و عدم آگاهی وی موجب می گردد علاوه بر استهلاک توانایی هایش، به مسیر های نادرست منحرف گردد.

زندگی دانشجویی

•    در گذر از شرایط مدرسه و دبیرستان به دانشگاه، به نظر شما شرایط کنش گری فرد چه تغییراتی می کند؟
به هر حال این تغییر، مقارن با دیگر تغییرات مثل تغییر سنی، تغییر ساختار مدرسه به دانشگاه، تغییر تعریف اطرافیان فرد پیرامون  فردی که دانش آموز بوده و اینک دانشجو شده است، بالاخص تعاریف والدین، دوستان، همسایگان و... است.

دانشگاه تبدیل به یک مناسک گذار شده است

می توان گفت در حال حاضر دانشگاه تبدیل به یک مناسک گذار شده است که گذار هویتی فرد را بر عهده دارد. افرادی که به خوبی از عهده این مناسک برمی آیند اساسا نوع نگاه دیگران به خود را تغییر می دهند. تغییر در مناسبات مستقر در خود دانشگاه در مقایسه با مدرسه، شادابی دانشگاه، فرصت های بیشتر کنش گری در دانشگاه، فرصت بیشتر که برای فعالیت های جمعی و گروهی در دانشگاه وجود دارد و ...، این ها همه باعث می شود امکان و فرصت های کنش گری فرد به شدت افزوده شود و  هزینه های کنش گری کاهش می یابد.

این هزینه ها و فرصت ها، انواع مختلفی را در بر می گیرد و صرفا مباحث سیاسی مدنظر نیست. در واقع نوع نگاه دیگران که تغییر می یاید، فرصت های کنش گری نیز افزوده می شود. به طور مثال پدر و مادری که تا پیش از این به دانش آموز خود  اجازه کنش گری نمی دادند، با دانشجو شدن وی، امکانات بیشتری را برایش قائل خواهند بود و چنین مواردی باعث می شود فرصت های فرد نسبت به قبل، رشد چشمگیری داشته باشد. باید بیفزایم که با دانشجو شدن فرد، نه تنها فرصت ها بیشتر می گردد، بلکه در لایه هایی  انتظار کنش گری نیز از فرد افزایش می یابد. یعنی انتظار می رود دانشجو کنش گر و تأثیرگذار باشد.

زندگی دانشجویی

•    تا چه اندازه دانشجویان کنونی را آگاه به تفاوت فضای دانشگاه و مناسبات آن با مدرسه می دانید؟
باید گفت آگاهی ضمنی در این باره وجود دارد و از پیش از ورود به دانشگاه چنین آگاهی تا حدی ایجاد شده است؛ افراد می دانند که فرصت ها و آزادی اعمال در دانشگاه بیشتر است، آنها می توانند به عضویت انواع انجمن ها و تشکل ها درآیند، می توانند موضع گیری و تأثیر گذاری داشته باشند اما مسئله این است که این آگاهی تثبیت نیافته است. و این قطعا وظیفه دانشگاه است که آگاهی مثبوتی را در اختیار دانشجویان قرار دهد.

این امر باعث می شود از طرفی پتانسیل ها و استعداد های دانشجویی رشد یابد و امکان اثر گذاری بیشتری فراهم گردد و از طرف دیگر زمینه های بطالت و انحراف را از میان می برد. در واقع اگر این آگاهی به صورت منظم، برنامه ریزی شده و هدفمند در اختیار دانشجو قرار نگیرد و دانشجو با مهارت های زندگی دانشجویی به درستی و از طریق جریان های رسمی، انتقال نیابد، سبب می گردد از طرق غیر رسمی و بعضا نادرست چنین تجاربی انتقال یابد و کنشی را که می تواند سودمند و مثبت باشد، به سمت و سوی نامناسب سوق دهد. در چنین حالتی دانشجویی که انگیزه ها، استعدادها و مهارت هایش را در مسیر نادرست به کار می گیرد،  عملا وارد فضاهایی می شود که عملا  نه برای خودش و نه برای اجتماع فایده ای ندارد.

زندگی دانشجویی

•    چه شیوه ای  را به عنوان یک استاد پیشنهاد می کنید تا دانشجو بعد از خارج شدن از فضای سنگین و پر حجم مدرسه به لحاظ اطلاعات، در دانشگاه دچار پس رفت نشود؟
دانشجویان معمولا آگاهی اجمالی و خیلی کلی از دانشگاه دارند که  عموما هم از افواه عامه و به صورت سینه به سینه به آنها منتقل می گردد و تصویر مبهمی را شکل می دهد که موجب می گردد دانشجویان با سعی و خطا به آگاهی دست یابند که بعضا به آگاهی درستی نیز دست نمی یابند. نتیجه چنین امر این است که یک دانشجو دانشگاه را فقط مکانی برای تفریح و خوش گذرانی تعریف می کند، یکی صرفا محل درس خواندن تعریف می کند، دیگری محل کنش های سیاسی و برخی نیز در پی اهداف اشتغال و نظام اقتصادی و...، تعریف می نمایند. 

مهارت های زندگی دانشجویی را به درستی انتقال نمی دهیم

و اینها همه به این سبب است که ما مهارت های زندگی دانشجویی را به درستی انتقال نمی دهیم. در کار علمی نیز به همین شکل است؛ قطع به یقین حضور در کانون ها و هسته های علمی، ارتباط با اساتید و دانشجویان انگیزه زا، ارتباط با فضای کار (از همان بدو ورود به دانشگاه شروع کنند آرام آرام با فضای کاری خویش ارتباط یابند)، تقویت روحیه پرسش گری و آزاد اندیشی، مدیریت برنامه های غیر درسی ( البته به شکلی که بر درس دانشجوها سایه نیاندازد) و...  می توانند کمک کنند دانشجو دچار پس رفت نگردد.

حضور در چنین محافل و مراکزی می تواند به رفع این مشکل کمک کند. در این باره حضور در سمینارها، همایش ها و برنامه های انجمن های علمی و.. بسیار اثر گذار است و می تواند مدد نماید تا فرد تراز علمی خود را حفظ کند. به ویژه این که با توجه به شرایطی که ما در آن قرار داریم، می توان گفت مرز ملی دیگر معنا ندارد.

و با تسلط بر زبان، این حضور می تواند به طرق واقعی یا مجازی و به صورت فراملی باشد. این ها حس  و انگیزه علمی را کمک و تقویت می کند. به نحوی که حتی اگر در دانشگاه های نیز ضعف های علمی از جانب اساتید، سرفصل ها، محتواها و... دیده می شود، دانشجو بتواند با ارتباط برقرار کردن با چنین محافل و مجامعی، طراوت علمی خود را حفظ کند و این ضعف ها به عامل یاس و سرخوردگی وی بدل نگردد.

•    با توجه به فعالیت هایی دانشجویی که در دوران تحصیل تان داشته اید، توصیه تان درباره این قبیل فعالیت ها و اهمیت آن برای آینده یک دانشجو چیست؟
به نظر می رسد باید «دانشجویی» را به درستی برای دانشجو تعریف کرد. اگر ما در تعریف نقش دانشجویی، دانشجو بودن را صرفا به درس خواندن محدود نکنیم، بخش مهمی از فرایند دانشجویی همین فعالیت های دانشجویی است. به صورت مشخص چنین فعالیت هایی برای بنده،  بسیار تجربه خوبی بود و به یقین اگر نبود این تجربیات مسیر زندگی من تغییر می کرد. چنین فعالیت هایی بود که موجب شد تغییرات عمیقی در علایق و اهداف من در مقطع ارشد و دکتری ایجاد گردد. این نوع فعالیت ها معمولا سبب افزایش دغدغه مندی، تعهد و مسئولیت طلبی می گردد، پذیریش افکار مخالف را می افزاید، موجب پرورش و تعالی احساسات و انگیزه های متعالی می گردد، توانایی انجام کارهای گروهی را می افزاید، قدرت تعامل و شناخت ارکان موجود در جامعه و قدرت را به فرد می دهد.

جمیع اینها باعث می گردد بخش مهمی از وجود فرد تعالی یابد. لذا دانشجویی علاوه برتحصیل خوب و دغدغه های علمی باید چنین دغدغه های متعالی را نیز در خود پرورش دهد. به گونه ای که بتوانیم به خوبی با جامعه ارتباط برقرار کنیم و نسبت به مسائل آن حساس باشیم. البته باید نکته مهمی را نیز ذکر کنم و آن این است که در این گونه فعالیت ها نیز طبیعتا خطاهایی صورت می گیرد، فارغ از این که مسئولین باید سعه صدر داشته باشند و خطاها را بپذیرند، دانشجویان نیز باید در جهت کاستن از این خطاها بکوشند. می توان کاری کرد که با خطای کمتری این انباشت تجربه و پختگی به دست آید و کمترین میزان هزینه را نیز برای دانشجو داشته باشد.

زندگی دانشجویی

جای خالی دوره های آموزشی مخصوص اساتید

•    و به نظرتان رابطه پویا و موفق یک دانشجو با اساتید چگونه باید باشد؟ رابطه شما با دانشجویان تان چگونه است؟
صادقانه بگویم، رابطه های موجود میان اساتید و دانشجویان، خیلی روابط خوبی نیست و معمولا با یک سعی و خطایی و در یک فرایند فرسایشی، دو طرف رابطه سعی می کنند جایگاه خویش را بیابند. و عامل این مسئله صرفا این نیست که دانشجو مهارت ها و آگاهی لازم برای این ارتباط را ندارد بلکه حتی استاد هم این توانایی را ندارد. در واقع جای دوره های آموزشی مخصوص اساتید، که فارغ از محتواهای علمی و تخصصی به آنها توان تعامل و کنش گری را  بیاموزد، خالی است.

شاید حرف تندی باشد اما حتی اساتید  ما نیز مهارت های استادی در دانشگاه را نمی آموزند و به همین جهت هر یک سلوک خاص خویش را دارند؛ بزرگواری به شدت با دانشجو دوست است و دیگری به شدت بوروکراتیک عمل می کند. یکی به شدت میان خود و دانشجو فاصله گذاری می کند و دیگری فاصله ها را برمی دارد و علی الظاهر یک مرجع رسمی نیز برای آموزش و نیز کنترل و بازرسی این سلوک وجود ندارد. هر یک از این تعاملات تبعاتی دارد و کیست که تشخیص دهد کدام صحیح و کدام ناصحیح است! خود استاد! و تا زمانی که اعتراضی صورت نگیرد، استاد بر روال قبل ادامه خواهد داد.

زندگی دانشجویی

درباره دانشجو نیز همین مسئله صادق است؛ متأسفانه ما مهارت های لازم را به دانشجویان نیز نمی دهیم و دانشجویان هر یک بر اساس سعی و خطاهای خویش  و با توجه به تصویری که از هر استاد در اذهان شکل گرفته است، یک نظام های تعاملاتی را با آنها در پیش می گیرند و طبق آن عمل می کنند. که این واقعیت هم برای سیستم دانشگاه مناسب نیست.

ما باید به هر دو طرف این تعامل، مهارت های لازم را انتقال دهیم که متأسفانه تا به حال چنین نکرده ایم.  همین امر در مواقع زیادی چالش های عظیمی میان استاد و دانشجو ایجاد نموده است. و واقعیت این است که راه حل تدوین شده ای هم در سیستم دانشگاه برای مقابله با این چالش ها وجود ندارد و هربار سلیقه های مدیریتی به طریقی با مسئله برخورد می کند. فارغ از این نکته کلی و قابل تأمل، دانشجو باید بداند دانشجوست، استاد هم باید بداند که استاد است.

این دو گانه دیگر مشابه دو گانه مدرسه نیست! روابط این جا می تواند صمیمانه تر باشد و در عین حال محققانه تر! استاد بیش از آن که مطالب را به دانشجو انتقال دهد باید انگیزه کشف مسائل جدید و انگیزه تحقیق را به دانشجو انتقال دهد. و افق های کلان را به دانشجو نشان دهد. چشم اندازهایی را در برابر دانشجو ترسیم نماید که دانشجو بتواند با نگاه به آنها با انگیزه و توان بیشتری مسیر را طی کند. خود بنده معمولا می کوشم در کلاس روابطم صمیمانه و به دور از حب و بغض باشد و در خارج از کلاس نیز شدت این صمیمیت معمولا بیشتر است و تلاشم را می نمایم تا انگیزه لازم را برای تلاش های بیشتر در دانشجویان ایجاد کنم. البته دانشجویانم باید درباره میزان توفیقم نظر دهند.

زندگی دانشجویی

تحصیل در دانشگاه فقط تحصیل سرفصل های دانشگاه نیست

•    به عنوان سوال آخر، از  نظر شما یک دانشجوی موفق، چگونه دانشجویی است؟
دانشجویی که هم خوب درس بخواند، هم دغدغه های معنوی و اخلاقی اش را استعلا دهد، هم فعالیت های دانشجویی داشته باشد! حساسیت به آینده کشور و حتی جهان، و نیز تقویت آرمان خواهی مهم است. تحصیل در دانشگاه فقط تحصیل سرفصل های دانشگاه نیست بلکه تحصیل در فضای دانشگاه نیز هست. دانشجو باید چیزهایی را از دانشگاه فرا بگیرد که به صورت غیر رسمی تحصیل می گردد.


  • ۹۷/۰۸/۱۳
  • خدمات دانشجویی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی